العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
377
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
خاك مىمالد ، و هر كس در ميدان جنگ مقاومت كند وظيفه خود را انجام داده است ، هر كس از فاسقان دورى كند و غضب او براى خدا باشد خداوند براى او غضب مىكند ، اينها بودند پايههاى ايمان و شعب آن . كفر هم بر چهار اساس استوار مىباشد ، فسق ، غلو ، شك و شبهه ، و فسق هم داراى چهار شعبه مىباشد ، جفا ، كورى ، غفلت ، و سركشى و عناد ، هر كس اهل جفا باشد مؤمن را حقير مىداند و با فقهاء دشمن مىشود و اصرار بر گناه و نقض عهد دارد ، و هر كس كور باشد ياد خدا را نمىكند خلقش بد مىگردد و شيطان بر او مسلط مىشود . هر كس غفلت پيشه كند با پشت بر زمين سقوط مىكند ، گمراهى خودش را رستگارى مىداند و زشتيهايش را نيك مىپندارد ، و فريب آرزوهاى خود را مىخورد ، ولى بعد از اينكه كارها گذشت حسرت مىخورد و پردههاى غفلت از ديدگانش برداشته مىگردد ، و چيزهائى از خدا برايش روشن مىشود كه هرگز تصور آن را نمىكرد . هر كس از امر و فرمان خداوند سرباز زند و سركشى نمايد خداوند بر او قدرت دارد و او را منكوب مىكند ، و با قهر و غلبه خود او را خوار مىگرداند ، و با عظمت و جلال خود او را كوچك مىنمايد ، همان گونه كه او نسبت به خداوند عناد ورزيد و افراط كرد و از گذشت خداوند مغرور شد . غلو هم چهار شعبه دارد ، كنجكاوى ، منازعه ، چركينى دل ، دشمنى و مخالفت ، هر كس در هر كارى كنجكاوى كند به حق نخواهد رسيد و هر چه در كارها بيشتر غور كند زيادتر گرفتار مىگردد ، او از هر فتنهاى كه خود را خلاص مىكند در فتنهاى ديگر گرفتار مىشود ، و در گودالى ديگر سقوط مىكند . هر كس اهل منازعه و مخاصمه باشد و با همه سر جنگ داشته باشد ، رشته ارتباطش با مردم قطع مىشود ، و همواره بايد با مردم در نزاع باشد ، و هر كس دل چركين و بدبين شد از كارهاى خوب بدش مىآيد ، و دنبال كارهاى بد مىرود ، و در ضلالت گرفتار مىشود .